جستجو

تبلیغات


    تبلیغات شما در اینجا

حرفای در گوشی


    سلام عشق من.چقدر دلم برات تنگ شده.24 ساعته کنارمی و من اینطوری ....

    راستش از خودم بدم میاد.علتش رو هم که خودت می دونی.اون قضیه مشهد.خدا شاهده یهویی شد.اصلاً اصلاً نمی خواستم اونطوری کنم.دیدن اشکای تو کنار حرم امام رضا که من باعث شدم از چشمای زیبات مثل بارون سرازیر میشه دلم رو بی قرار میکنه.بعد اون اتفاق که رفتم حرم انگار امام رض هم نمی خواست برم مرقدش و همش فکر می کردم داره با چشم سرزنش بهم نگاه می کنه.فکر می کردم ازم متنفر شده. بعد اون اتفاق و دیدن چشمای بهت زده تو که انتظار نداشتی من اون کار رو بکنم به خودم قول دادم دیگه دیگه این اخلاق بدم رو بذارم کنار و باهات همراه باشم واسه همیشه دنیا.بخدا از خودم شرمنده ام که اونطوری کردم باهات.لعیا جان من رو ببخش.من به حد کافی از خودم بدم اومده.امیدوارم سجادت رو حلال کنی.

    بخاطر هدیه ای هم که برام خریدی یه دنیا ازت متشکرم. دوستت دارم و عاشقونه به پات مثل شمع می سوزم و فقط برات لبخند می زنمم.بوس

    اما ای کاش امروز بهم اون خبر خوشگله رو که هردومون منتظرش هستیم رو بهم می دادی...




    این مطلب تا کنون 19 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 21 فروردين 1392
    منبع
    برچسب ها : ,
    حرفای در گوشی

تبلیغات


    Ads

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز جمعه 8 ارديبهشت 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر